سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 

جا می خورد از تردی ساق تو پرنده!

ایمان منی سست وظریف و شکننده !

 

هم , چون کف امواج «خزر» چشم گریزی

هم , مثل شکوه«سبلان» خیره کننده !

 

می خواست مرا مرگ دهد آنکه نهاده ست

بر خوان لبان تو , مربای کشنده !

 

چون رشته ی ابریشم قالیچه ی شرقی ست

بر پوست شفاف تو رگ های خزنده !

 

غیر از تو که یک شاخه ی گل بین دو سیبی

چشم چه کسی دیده گل میوه دهنده !؟

 

لب های تو اندوخته ی آب حیات است

اسراف نکن این همه در مصرف خنده !

 

ای قصه موعود هزار و یکمین شب

مشتاق تو هستند هزاران شنونده

 

افسوس که چون اشک , توان گذرم نیست

از گونه ی سرخ تو ـ پل گریه و خنده !

 

غلامرضا طریقی


 




تاریخ : یکشنبه 94/1/30 | 8:24 عصر | نویسنده : محسن ذبیحی | نظر

  «جبر»


من در کنار پنجره ی انتظار تو

ننشسته ام مگر به امید شکار تو

 

شاید خدا به «جبر»، دلم را گذاشته ست

در آن سوی معادله _در «اختیار» تو!

 

امشب بدون ماه،زمین شد سیاه پوش

یا یکسره جهان بشود داغدار تو

 

رعدی فلاش وار زد و آسمان گرفت

یک عکس از «نبودن» من در کنار تو!

 

چشمم شده سفید که باشد تشابهی

مابین رنگ چشم من و روزگار تو!

 

خورشید من بخواه که باشم ستاره ای

از تکه های مشتعل بی شمار تو!!

 

غلامرضا طریقی





تاریخ : پنج شنبه 93/10/25 | 9:0 عصر | نویسنده : محسن ذبیحی | نظر

چشم،زیتون سبز در کاسه_سینه ها سیب سرخ در سینی

لب،میان سفیدی صورت_چون تمشک نهاده بر چینی

 

سرخ یا سبز،سبز یا قرمز،ترش یا تلخ،تلخ یا شیرین؟

تو خودت جای من اگر باشی،ابتدا از کدام می چینی؟

 

با نگاهی،تبسمی،حرفی،در بیاور مرا ازین تردید

ای نگاهت«محصل شیطان»،اخم هایت «معلم دینی»!

 

هر لبت یک کبوتر سرخ است روی سیمی سفید،با این وصف

خنده یعنی صعود بالایی،هم زمان با سقوط پایینی!

 

می شوی یک پری دریایی از دل آب اگر که برخیزی

می شوی یک صدف پر از گوهر،روی شن ها اگر که بنشینی!

 

هرچه هستی بمان که من بی تو،هستی بی هویتی هستم

مثل «ماه»ی بدون زیبایی،مثل«سنگ»ی بدون سنگینی!

 

غلامرضا طریقی

از کتاب هر لبت یک کبوتر سرخ است





تاریخ : جمعه 93/10/12 | 7:19 عصر | نویسنده : محسن ذبیحی | نظر

همیشه برد خواه، تو همیشه مات خواه،من

بچین دوباره می زنیم سفید،تو سیاه،من

 

ستاره های مهره و مربعات روز و شب

نشسته ام دوباره روبروی قرص ماه من

 

پیاده را دو خانه تو و من یکی نه بیشتر

همیشه کل راه تو همیشه نصف راه من

 

تمسخر تکان اسب و اندکی درنگ تو

گناه و دست بر پیاده ،بازهم گناه من

 

یکی تو و یکی من و یکی تو یکی نه من

دوباره رو سفید تو دوباره روسیاه من

 

دوباره شام لذت نبرد تن به تن تو و

دوباره شرمسار ارتکاب این گناه من

 

تو برده ای و من خوشم که در نبرد زندگی

تو هستی و نمانده ام دمی بدون شاه من

 

غلامرضا طریقی


 




تاریخ : دوشنبه 93/9/10 | 1:34 صبح | نویسنده : محسن ذبیحی | نظر


  • paper | خرید اینترنتی | ماه موزیک